اگر برای تو شعری  بخوانم
این شعر تا ابد با تو خواهد زیست
حتی وقتی که من دیگر نباشم

یا وقتی که میان ما دیگر عهدی نباشد

شعر من می ماند
عاشقانت تو را ترک می کنند


اما شعر من
همیشه با تو خواهد بود
پس بگذار برایت شعری  بخوانم
شعری از اعماق وجودم

 

که مرا به یاد تو آورد
شعری که همیشه با تو زندگی کند
و جاودانه بماند

محمدعلی رستمی



تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٢٩ | ۸:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سید رضا موسوی | نظرات ()

چشم در چشم

مثل گرگها

مقابل نشستیم

غافل از این که

در خوردن آدمها

چشمهایت ،

حریص تر بودند ...

 

محمد علی رستمی



تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٢٤ | ۳:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سید رضا موسوی | نظرات ()

 

باغبان

در باغ تو گل وا شده، از باغبانی دیگر است

زیبایی ویرانه ات از نکته دانی دیگر است

 

فرهاد بودم کوه بود ، من راه بر کوهت زدم

این راه هموار تو از کوی و مکانی دیگر است

 

دیوار ما کوتاه بود ، کوتاهتر هم می شود

دیوار تو بالا شده ، از نردبانی دیگر است

 

در را مبند ای باغبان ، زیرا نمی دانی هنوز

 فردا نیازت بیشتر بر دوستانی دیگر است

 

این روزها پایان شود از همدلی غافل مشو

این باغ مهرش بیشتر بر باغبانی دیگر است 

محمد علی رستمی

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٢٠ | ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سید رضا موسوی | نظرات ()

 زمان را تا کجاها برده بودی

 که قبل از وا شدن پژمرده بودی

 

ترا چیدم به من آهسته گفتی 

تو قبل از زنده بودن مرده بودی

 

محمد علی رستمی (وصال)

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٤ | ٦:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سید رضا موسوی | نظرات ()