وقتی طوفان می‌آید

همه چیز را با خود می‌برد

حتی سایه ات را ،

حالا بدون سایه برگشته‌ام و

بدنبال نسیم می‌گردم ...

 

محمد علی رستمی



تاريخ : ۱۳٩٢/٧/٢٦ | ٤:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سید رضا موسوی | نظرات ()

ز آسمان تو شهری گواه من شده بود

کمی ز گوشه ی چشمت پناه من شده بود

 

تو و نگاه تو آنجا ... نگاه من به تو بود

ستاره ها همه حیران به ماه من شده بود

 

کنار ثانیه ها - وقت ها و ساعت ها

تمام عقربه ها وعده گاه من شده بود

   

صدای نم نم باران مرا کجا می برد ؟

شبی که سیب تو تنها گناه من شده بود

 

کمی ز بغض زمین بر زمین فرو می رفت

دمی که غصه  هوا خواه من شده بود

 

"وصال " شهر تو بودم  وَ چندی از رفقا

فقط نشانه ای از نیمه راه من شده بود

 

از : محمد علی رستمی ( وصال )

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٧/٢٠ | ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سید رضا موسوی | نظرات ()

مصاحبه و ارائه شعر توسط محمد علی رستمی از صدا و سیمای مرکز سهند ( تبریز )

تاریخ یازدهم مهرماه 1392



تاريخ : ۱۳٩٢/٧/۱٢ | ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سید رضا موسوی | نظرات ()

عنوان مقاله : زیبایی و خلاقیت در اشعار محمد علی رستمی

به قلم : علی ذوقی

دریافت نواهای دل انگیز روح انسان را جلا داده و باعث تاثیرات مثبت در افکار و کنش های او می شود .

در طبیعت هیچ چیز بی ریتم نیست حتی بهم خوردگی هم ریتمی دارد و به دنبال این است که ریتمی به خود گیرد در شعر این را به وزن تعبیر می کنیم یکی از هنرهای سراینده شعر نمودن وزن است شعر بی وزن و قافیه به مثابه انسانی است که پوشش و آلایش ندارد !

محمد علی رستمی شاعری توانا که آینده  از او زیاد خواهد شنید ضمن استفاده از ریتم و آهنگ در اشعار فارسی و ترکی خودش با بهره گیری از تکنیک های امروزی شعری متفاوت و متمایز ارائه می دهد .

او حتی با ترکیب شعر کلاسیک و نو معجونی تازه و گوارا پدید می آورد که اگر کسی با دریافتی متفاوت از این معجون بنوشد مست و مدهوش شده و متفاوت بودن اشعار این شاعر نو پرداز را به خوبی درک خواهد کرد .

اهمیت اشعار رستمی تنها در صلابت شعر و احاطه شاعر به شگردهای بیانی و تصویری خلاصه نمی شود بلکه نگاه عمیق و تازه ای که به مسائل انسانی و عاطفی در آثار او موج می زند بیانگر نگرش خاص شاعر به پویایی و تقابل با دنیای هستی با استفاده از اصول کاربردی را می توان مثال زد او  حتی با توانمندی و یافتن اوزان بکر و جدید ثابت می کند که چند قدم بیش از زمان خود می اندیشد .

نگرش نوستالوژیک شاعر و دستیابی به عناصر پیوندی باعث بروز نوآوری اشعارش شده و با صلابتی که در نوع بیانش مشهود است دیدگاه آرمانی او نمود پیدا می کند :

ای کاش زمین شوق تکامل کند ... ای کاش

خود جوش شود در پی امداد نباشد

با قحطی و آواره گی و جنگ ستیزد

عمری که فنا رفته و برباد نباشد

 

وجود تصاویر تلمیحی بجا و شایسته :

چرا گیتی چنین زایید ما را

که "عشق آسان شد" آسان نیامد

و یا :

من و نی از نیستان دور ماندیم

نیستان دود شد باران نیامد

شاعر در یک ارتباط افقی از دنیای متفاوت لسان الغیب دریچه ای به دنیای عرفانی مولانا باز می کند و زیرکانه دو دنیای متفاوت را با هم پیوند می زند و در ادامه ثابت می کند که با حکایت های بحث برانگیز عرفانی آشناست .

او با استفاده از اعجاز کلامی تصاویر محکم و مسیری روشن فرا روی خواننده گذاشته و با رمزها و کنایه ها او را به دنیای عارفانه هدایت می کند .

ز اول مشت من وا شد که خالیست

نوشتم « آب – بابا » نان نیامد

سرودن اشعار موزون و بی نقص با تفکری ستودنی :

داد از من تو ، گر سخن از داد نباشد

می شد که زمین شاهد بیداد نباشد

قانع نشده چشم من از باغ تو هرگز

سیبی که به رنگش نگرم شاد نباشد

وزن تشخیص داده شده (مفعول مفاعیل مفاعیل فعلن – هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف ) با برازندگی صد در صد نشانگر این است که شاعر در بکارگیری و چینش کلمات توانایی قابل توجهی دارد .

نکته بارز دیگر این است که رستمی ضمن مقید بودن به رعایت وقواعد و قوانین ادبی و تبعیت از دنیای ادبی مدرن و امروزی با نو آوری و خلاقیت بیگانه نیست ...

کنون که خیر و شر ما به جای هم شَتک زده

کسی درون این دلم نشسته ناخنک زده

شود فدا تمام دل ، فقط بگوید او چرا

به روی زخم کهنه ام یواشکی نمک زده

رستمی با تخلص وصال در سرودن اشعار ترکی نیز ید طولایی داشته و با بهره گیری از صنایع ادبی بی بدیل شعرهای ترکی فوق العاده زیبایی خلق کرده است که برخی از آنها ار سیمای جمهوری اسلامی نیز پخش شده است .

وجود استعارات – جناس و دیگر آرایه ها زبان شیرن مادری او  را شیرن تر نیز کرده است به طوری که نگارنده با این که تلاش زیادی انجام دادم تا از شعر های ترکی ایشان به فارسی ترجمه نمایم ولی دیدم خیلی سخت است و شیوایی شعر از بین می رود .

به عنوان  مثال :

شئعر قالمیشدی یازیلسین

یئنه سنسیز

ایسته میردیم یازیلا

دوردو قلم اوینادی منسیز

قلبیم آرام تاپامیردی

توکوم سؤزلری بیر یول یئره سنسیز

 بیر باخیشلا منه باخدین

کی دوزولودین کاغازین اوستونه منسیز

او باخیشدان داها گوردوم

اوزوی سؤزلره یازدین

بیلمه دیم اوردا کی سؤزلر

یاداکی سؤزده کی گؤزلر

منی پوزدی

سنی یازدی ...

و یا شعر دیگری از استاد رستمی :

دایانیب یولومون قاطاری سنسیز

اوچوبدور کونلومون قاراری سنسیز

هله ده یانارام کئچن گونلره

دوزمه دین تانییام باهاری سنسیز




تاريخ : ۱۳٩٢/٧/٥ | ۳:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سید رضا موسوی | نظرات ()