از شعرهای کتاب (خیال محال ) محمد علی رستمی

 

 1

تو بر درون شهر من همچو خیال آمده ای

نمایی از شهر منی ، چون به محال آمده ای

 

بهار در سلام تو ، "وصال" در کلام تو

به دشت مرده ی دلم آب زلال آمده ای

 

 2

عاشق نشدم حال من از ضعف خیال است

بیمار شعارم ، سفرم شهر محال است

 

چشمان من از زاویه ی دید تو می گفت :

یک شهر رهانیده از احساس "وصال" است

 

 

خیال محال: مجموعه اشعار و داستان خیال

این کتاب حاوی داستان خیال محال و مجموعه اشعار دهه ی

80 محمد علی رستمی می باشد ... ماجرای داستان خیال

محال و به سالهای گذشته ی میانه مربوط می شود ...

سید رضا موسوی ; ٤:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢۳